![]() |
![]() |
|
| مرا به یاد داری!؟ منم آن یار قدیمی! آن دوست صمیمی!! |
|
استادی معنوی در معبد خود مشغول وعظ و تعلیم بود که ناگهان مردی پریشان حال وارد شده و سخن استاد را قطع کرد و گفت:" چطور خداوند وجود دارد در حالیکه ظلم و بی عدالتی همه جا را پر کرده است!؟ ". استاد با متانت از او خواست تا پایان وعظ صبرکند... بعد از اتمام وعظ، آن مرد جواب سؤال خود را خواستار شد، استاد گفت: بعد از رفتن شاگردان به تو پاسخ خواهم داد.... بعد از رفتن شاگردان، استاد پاسخی به مرد نداد و از وی خواست که با او به باغ بیاید... استاد در حالیکه قدم می زد، به سخن آمد : " زمانی که به روشن بینی نرسیده بودم، در باغ قدم می زدم، با دیدن آن درخت بلند که مانع رسیدن نور به این درخت کوچک است، با دیدن خشک شدن برگ درختان در پائیز و ... این سؤال ذهن مرا پر می کرد که: " چرا باید اینچنین باشد، این ظلم و بی عدالتی نیست!؟ " حالا در باغ قدم می زنم، همچنان آن درخت بلند، مانع رشد این درخت کوچک است و همچنان در پائیز، برگها خشک می شوند و به زمین می ریزند اما دیگر آن ذهن شکاک من که این سؤالات را می پرسید، وجود ندارد! همه چیز همانگونه است که باید باشد و همه چیز به غایت زیبا و کامل است.
|
|
+
جمعه 1385/07/28 ساعت 11 قبل از ظهر توسط
|
|
ديروز شيطان را ديدم. در حوالي ميدان بساطش را پهن كرده بود؛ عرفان نظر آهاری |
|
+
شنبه 1385/07/22 ساعت 7 بعد از ظهر توسط
|
|
دیگه نمی خوام بگردم دنبال کسی که دوستش داشته باشم و اونم منو دوست داشته باشه. می خوام همه آدمارو همون جور که هستن دوست داشته باشم. همین کافیه. حالا فقط من موندم و خدای من که منو همون جور که هستم می خواد هیچ هوسی هم در کار نیست. خدا جون تو واقعی ترین کسی هستی که دارم، گرچه نمی بینمت ولی بیشتر از اونایی که می بینمشون می تونم حست کنم. آخه خیلی نزدیکی به من. آره همین پایینی، نه تو آسمونا که خیلی دوره. همین جایی که بهش می گن قلب. صاف وسطشی. عمیق عمیق. چه خوبه نزدیک بودن به تو و چه افسوس که در لابلای عادتها تو را از یاد بردم. حالا برگشتم، نگو که دیره. آخه پر از حس عشقم یه عشق ناب که تا حالا نداشتم. من پر از حرفم ولی حرفایی که نمی تونم از فیلتر زبون بگذرونم. پس می گذارم همون جا تو قلبم بمونه. می دونم که می فهمیشون. اگه تا اینجا هم حرفی زدم فقط به خاطر این بود که خودم بفهمم.
و اما حرف آخر ............ .. تنهایی ... عشق ...
خدا .
برگرفته از وبلاگ: اشراق-ری کی
|
|
+
دوشنبه 1385/07/17 ساعت 7 بعد از ظهر توسط
|
|
سخنان من چنان ساده و رهنمودهایم چنان آسان هستند که کسی سخنانم را درک نمی کند و رهنمودهایم را بکار نمی بندد. آموزشهای من قدیمتر از عمر جهانند و کارهای مرا نظم و قائده ای ازلی است اما چون مرا نمی شناسند آموزشهایم ناشنیده می ماند و راهکارهایم ناکردنی. آنانکه مرا می شناسند اندکند، سخنان بی کلام مرا شنونده اند و راه و رسم مرا پذیرنده و گوهر پر بها را در پوشش بی بها، ارج نهنده.
بعضیها حرفهای مرا بی معنی می دانند و بعضیها پرآب و تاب و غیر عملی.امٌا آنان که در ذات انسانی خود به تفکر پرداخته اند،در این حرفهای بی معنی،معنی می یابند و در آب و تابهای آن سرمشقهای عملی. من بیشتر از سه حرف برای گفتن ندارم: سادگی،صبر و حوصله و مهر و شفقٌت! و این سه حرف از عزیزترین گنجینه هایی است که در حفظش می کوشم. با سادگی، در فکر و عمل به اصل و بنیان طبیعت انسانی خود متّکی خواهی بود. در صبر و حوصله، با دوست و دشمن، با رویدادها چنانکه هستند هماهنگ خواهی بود؛ و در شفقٌت، با هرچه در جهان است در آشتی!
|
|
+
سه شنبه 1385/07/11 ساعت 12 بعد از ظهر توسط یار قدیمی
|
|
می توان گفت: نيکی و بدی دورروي يك سكه هستند ؛ همه چيز به اين بسته است که هر کدام کی سر راه انسان قرار بگيرند. |
|
+
جمعه 1385/07/07 ساعت 7 بعد از ظهر توسط
|
|
ساتیا سای بابا: بگذارید به شما اطمینان دهم: چنانچه ایمانی خالص و استوار به خداوند داشته باشید، او نه تنها خوراک، بلکه شراب طاهر ابدیت را برایتان فراهم می کند. این قدرت در شما وجود دارد و می توانید از طریق آن، به حضور خدا در درون خود پی ببرید و او را وادارید تا به شما آن شراب را اعطا کند. به سوی خداوند بروید. مشتاق دانستن و پیشرفت باشید تا خود را در او بیابید و یقین کنید که به شما خوشامد خواهد گفت و راه را نشانتان خواهد داد. به راستی بخشوده خواهید شد. تمام متون و کتب مقدس بر آنند تا این اشتیاق را در شما به وجود آورند.
|
|
+
پنجشنبه 1385/07/06 ساعت 11 قبل از ظهر توسط یار قدیمی
|
|
اما براي يافتن حقيقت يكي شتاب را برگزيد و ديگري شكيبايي را ..... اولي گفت: آدميزاد در شتاب آفريده شده، پس بايد در جست وجوي حقيقت دويد. آنگاه دويد و فرياد برآورد: من شكارچيم، حقيقت شكار من است. او راست مي گفت، زيرا حقيقت، غزال تيز پايي بود كه از چشمها مي گريخت. اما هر گاه كه او از شكار حقيقت باز مي گشت، دستهايش به خون آغشته بود. شتاب او تير بود. هميشه او پيش از آن كه چشم در چشم غزال حقيقت بدوزد، او را كشته بود. خانه باورش مزين به سر غزالان مرده بود. اما حقيقت، غزالي است كه نفس مي كشد،اين چيزي بود كه او نمي دانست... ديگري نيز در پي صيد حقيقت بود. اما تير و كمان شتاب را به كناري گذاشت و گفت: خداوند آدميان را به شكيبايي فراخوانده است. پس من دانه اي مي كارم تا صبوري را بياموزم. |
|
+
دوشنبه 1385/07/03 ساعت 8 قبل از ظهر توسط یار قدیمی
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک بايگاني |
| یک نکته از این معنی |
درود و سلام و صلوات بسیار بر روان پاک انبیاء و اوصیاء ایشان بویژه پیامبر خاتم و اهل بیت پاک و مطهر ایشان.
کارونا ری کی(Karuna Reiki) به معنی عمل بر اساس مهر و شفقت است و یک روش کهن و بسیار قوی مدیتیشن(مراقبه)، آرام بخشی و شفابخشی است. این وبلاگ وسیله ایست برای سهیم شدن مطالب معنوی و زیبای تمامی ادیان و بزرگان با دلهای همیشه بیدار عاشقان خداوند و بهانه ایست برای پیوند قلوب ایشان! علاقه مندان جهت کسب اطلاعات بیشتر در مورد فعالیتهای مرکز تحقیقات و آموزش مدیتیشن و ری کی "مهر" کرمان و شرکت در دوره های آموزشی با شماره تلفن مرکز : 03412475549 تماس حاصل فرمایند. |
| یاران عاشق |
|
آواتار مهربابا سایت صالحین در حضور آوایی در غربت مدرسه عشق و تندرستی فانوس خدایا تا پاکم نکردی خاکم نکن یار خوش سایت ساتیا سای بابا یار دلنواز بايگاني پيوندهاي روزانه |
| مفاهيم نوشته ها |
|
ری کی مراقبه عشق عمومی خدا شعر معصومین |
| خادمين شما |
|
یار قدیمی یگانه |
| ياران همراه |
|
نارایانا عسل بانو بتخانه نخواهم شد! سامادی شراره های عشق قدح در دست فرشید دیلی قدح به دست دوستانه به نام آنکه گر حکم کند... شعله ی حضور |
|
KARUNA
|